نوگرایی ، مدگرایی و نقش آنها در جامعه

امروزه یکی ازمهمترین و تاثیر گذارترین صنعت‌های دنیا ، مد ومدگرایی است. صنعتی که هرچند به درازای تاریخ عمر دارد ولی کارکرد آن در جامعه مدرن رنگ و بوی دیگری دارد. یکی از سوژه‌های جامعه‌شناسی نوین بررسی همین ارتباط تنگاتنگ بین جامعه و فشن است. مد مختص یک کشور یا سرزمین و فرهنگ خاص یک جامعه نیست. گستره مد به اندازه گستره زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را در بر می گیرد و ریشه در ابعاد روانشناسی دارد. بدون تردید پدیده مد با طبقه اجتماعی – اقتصادی، فرایند جهانی سازی و رسانه های جمعی در ار تباط می باشدو بیشتر دراجتماع جوانان و نوجوانان خود نمایی می کند. در حال حاضرترویج مد و مد گرایی منجر به تغییرات فرهنگی اجتماعی در کشورهای مخاطب می شود و تعاریفی گوناگون از مد ارائه شده که تعدادی ازآ نها عبارتند از: مد در لغت به معنای سلیقه، اسلوب، روش و شیوه و… به کار می رود. واژه «مد» واژه ای فرانسوی است و در زبان فرانسه به معنی طرز، اسلوب، عادت، شیوه، سلیقه، روش، رسم و باب است. این واژه، پس از جنگ جهانی اول، به دنبال نفوذ فرهنگ غرب، وارد زبان فارسی شده. ۱.فرهنگ دهخدا مد را این گونه تعریف می کند: لغتی فرانسوی به معنی روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان، طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم می کند. ۲.شیوه متداول و باب زمان در شئون زندگی اجتماعی را مد گویند. ۳.دایره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی هم مد را این گونه تعریف می کند: شیوه های نسبتا زودگذر کنش در آرایش شخصی یا طرز گفتار و بسیاری دیگر از رفتارها. در «جامعه شناسی»، به رفتار جمعی نوظهوری که به قدر رسم اجتماعی تثبیت نشده باشد، مد اجتماعی می گویند. ظهور و بروز مد و مد گرایی را می توان در لباس های عجیب و غریب و آرایش های ظاهری مانند: لباس های آستین کوتاه، موهای تیفوسی و تن تنی، شلوارهای نو اما پاره شده و وصله دار ومانتوها و بلوزهای تنگ و کوتاه و… مشاهده کرد. شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای، مطبوعات و پایگاه های اینترنتی، انواع مدهای جدید را تبلیغ می کنند و از این طریق، زمینه را برای گرایش خانواده ها و بویژه جوانان به سوی مدهای نو مهیا می سازند. تاریخچه مد مد و مدگرایی به شکل کنونی از قدمت چندانی برخوردار نیست. سرآغاز آن به ۱۹۶۰ میلادی برمی گردد. از نخستین گروه هایی که شکل ظاهری و ایده های آنها مورد تقلید قرار گرفت می توان بیتل ها و هیپی ها و یا پانک ها را نام برد که هر کدام علاوه بر ظاهر متفاوت از اجتماع، دارای ایده ها و منشاهایی بودند که اغلب مخالف جامعه سالم بوده و این گروه ها حدودسال ۱۹۶۰ میلادی فعالیت خود را در انگلستان آغاز کردند. گروه هایی مانند بیتل ها و هیپی ها هدف اجتماعی داشتند، یعنی می خواستند که قوانین محدودکننده از سر راهشان برداشته شود و چون این طرز فکر باعث هرج و مرج در جامعه می شد همین مردمی که در ابتدا از آنها طرفداری می کردند بعد از مدتی آنها را کنار گذاشتند. در کشورهای جهان سوم وضع به کلی متفاوت بود. کشور ما نیز چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب دچار این مسئله بوده است. به عنوان مثال: تقریبا طی سال های ۷۵-۸۰ دو گروه رپ و هوی متال الگوی برخی از جوانان قرار گرفتند و برخی از جوانان علاوه بر اینکه نوار کاست موسیقی این گروه ها را گوش می دادند، پوشش و ظاهر خود را به شکل آنها درآوردند.ابعاد مختلف تاثیرات مد به لحاظ جامعه شناختی و روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی عبارتند از: جامعه شناختی و روانشناختی برخی از جامعه شناسان ریشه مد و مدسازی و مدگرایی را در نابرابری های اجتماعی می دانند. اسپنسر معتقد است، مد بر عکس تشریفات موجب رقابت بین اشخاص طبقات بالاتر می شود و در واقع نوعی تقلید ناشی از رقابت است نه تقلید ناشی از پسند وستایش. هومنز نیز در این زمینه می گوید؛ از میان اعمالی که شخص انجام می دهد، عملی که بیشتر به پاداش منجر شود احتمال تکرارش افزایش می یابد، لذا می توان گفت که اگر چه شخص ممکن است در پی مدگرایی با گروه خود درگیر شود، ولی در میان همسالان خود مورد تشویق و تایید قرار می گیرد و نیز در ارتباط با جنس مخالف به موفقیت رسیده و ارزش و منزلت خود را بالاتر می برد و چون این موفقیت ها در راستای مدگرایی صورت گرفته اند در نتیجه این عمل (مدگرایی) بیشتر تکرار می شود. مد و تبلیغات هر مد، درواقع، تابلوی تبلیغاتی یک فرهنگ یا خرده فرهنگ است. پس استفاده کننده از یک مد، باید به مثبت یا منفی بودن فرهنگ آن مد توجه کند و زمام فکر و عمل خود را بدون بررسی دقیق، در اختیار آن مد و صاحبان فرهنگی آن قرار ندهد.بسیاری از شرکت های تجاری و تولیدی برای اینکه تعدادی از مردم، محصولات نشان دار آنها را مصرف کنند، هزینه های هنگفتی می پردازند. برای نمونه، در ساخت فیلم ها و سریال ها و مسابقات ورزشی، به عنوان حامی مالی برخی اشخاص حقیقی و حقوقی سرمایه گذاری می کنند تا برای چند لحظه، نشان آن شرکت به نمایش درآید. جریان های فکری، بیشتر از راه مد و تبلیغ باورهای خود، حضور و گسترش می یابند. در کشورهای غربی، حزب ها، جمعیت ها و گروه های فراوانی با باورهای گوناگون دینی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارند که اعتقادهای آنها در بیشتر موارد با هویت اسلامی و ایرانی ما سازگار نیست، بویژه گروه هایی مثل: شیطان پرستان، همجنس گرایان و فمینیست ها. این گروه ها برای خود شعارهایی در نوع لباس، نوع دوخت، ترکیب رنگی، طرح خاص، آرایش مو و چهره، دستبندها و گردن آویزها فراهم آورده اند. از این رو، استفاده از نشانه های مد آنان می تواند به معنی وابستگی به آن جمعیت ها، پذیرش آنها، علاقه به آنها، همفکری و هم سویی با آنها و تبلیغ شان باشد. کار منطقی آن است که پیش از پیروی کردن از این مدها، به شناخت کافی درباره آن گروه، هدف ها و باورهای آنها دست یابیم. در غیر این صورت، حرکتی انفعالی و بی پایه و تقلیدی کورکورانه شکل خواهد گرفت. مدگرایی و غرب گرایی گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعاریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخی- اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن، تبادر می کند، زیرا پس از رشد تکنولوژی در اروپا، سنت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه ها، طرز زندگی و نوع لباس را تغییر داد. همین طور در ایران و کشورهایی نظیر آن، رشد صنعت در راس شعارها قرار گرفت و خیلی زودتر از آن، نوع تفکر، طرز زندگی و آداب لباس پوشیدن، دستخوش تغییر شد. میل به اروپایی شدن در جامعه ایرانی باعث شد که به جای بازسازی و نوسازی چارچوب اقتصادی-اجتماعی جامعه خود، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتی شدن توجه کنند که مهم ترین نمای اروپایی شدن، پوشیدن لباس های اروپایی و ترویج مدهای غربی به شمار می رفت. مد و مدرنیسم مد و مدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است؛ نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحا با مفهوم سنت در تقابل می افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت یافته فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآوری، تجدد و سلیقه و مد است. از این رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگی، رکود، قدمت و سنت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. بنابراین، مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار (به معنای رایج آن) به عنوان نماد و اندیشه مدرنیسم قلمداد می شود و از آنجا که جوامع غربی موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن سازی) و اشاعه طرح ها و مدهای نو، در واقع با غربی سازی و غرب گرایی کاملا هم افق و بلکه معادل خواهد بود. پیامدهای منفی مدگرایی با توجه به اینکه بیشتر مدهای رایج در بین جوانان و نوجوانان برگرفته از الگوهای بیگانه و غیر خودی است، می توان گفت که مدگرایی به معنای جدید آن، نوعی از خودبیگانگی و تقلید از فرهنگ غربی را القا می کند، تا آنجا که الان بعضی از جوان ها از نوک پا تا فرق سرشان غربی است و حتی وقتی نگاه می کنی، می بینی کلمات یا جملاتی بر روی لباس یا داشبورد ماشین یا آینه و کمد شخصی یا در ورودی مغازه شان نوشته شده که کم تر ارتباطی با زندگی شخصی یا آرمان ها وعلایق فردی آنها دارد، تقلید هر روزه از آخرین مدهای رایج در جهان غرب، به چه معناست، جز: از خودبیگانگی، بحران هویت، تزلزل شخصیت، وابستگی اقتصادی، احساس حقارت و…؟ از همه دردناک تر، این است که بسیاری از رفتارها و هنجارهایی که امروزه به عنوان مد در جامعه ما مطرح است و از سوی عده ای تبلیغ هم می شود، با اصول اخلاقی و ارزش های فرهنگی جامعه ما به هیچ وجه همخوانی ندارد. طراحان مد به کمک «روانشناسی مد»، قصد تاثیرگذاری بر مخاطب و تحریک او به انجام دادن کاری معین را دارند. بنابراین کسی که به دنبال مدگرایی است نباید از این نکته غفلت کند. اسلام و مدگرایی در یک نگاه کلی، اسلام با همه نوع مد، مخالف نیست. اسلام، امروزی شدن و نوگرایی در سبک و شیوه لباس پوشیدن را نیز به صورت کلی پذیرفته است. آنچه اسلام با آن مخالف است، پشت پا زدن به ارزش ها (مثل: پوشش شرعی، پرهیز از اسراف و…)، رعایت نکردن اخلاق اجتماعی، آزادی مطلق در روابط دختر و پسر و همانند سازی با بیگانگان است. حال اگر این پدیده های انحرافی در قالب مد به خود جوانان داده شوند و میل فطری «نوگرایی» و نیاز «امروز شدن» به لجنزار انحرافات سوق یابد، اسلام با آن مخالف است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرموده است: «من تشبه بقوم فهو منهم؛ هر کس خودش را به گروه خاصی شبیه سازد، جزء آنها شمرده می شود». امام صادق علیه السلام می فرماید: لاتصحبوا اهل البدع و لاتجالسوهم فتصیرو عند الناس کواحد منهم. با اهل بدعت همصحبت نشوید و با ایشان همنشینی نکنید؛ زیرا نزد مردم، یکی از آنها شمرده می شوید. بنا براین انسان حق ندارد مقدمات متهم شدن خودش را فراهم کند.زیراانسان ها براساس آنچه می بینند، قضاوت می کنند. تعدادی ازراهکار های مقابله با پدیده مد و مد گرایی عبارتند از: ۱ -آموزش فرهنگ و تاریخ آن سرزمین و کشور به شکل ادامه دار از سطح دبستان تا سطوح عالی به جوانان. ۲ -فرهنگ سازی از طریق رسانه های گروهی و جمعی به منظور خنثی سازی تهاجم فرهنگی و مدگرایی. ۳ – الگو سازی بومی به جای الگوهای بیگانه به منظور مقابله با فرهنگ کاذب مد ومد گرایی ۴ – علاقه مند کردن جوانان به فرهنگ میهنی، بومی، دینی و ایجاد حس تشخص و تفاخر در آنان. ۵ – ایجاد زمینه نقد و بررسی به منظور شناساندن و هدف از رواج مد و مد گرایی در مخا طبان. ۶ – معرفی اهداف سازمان ها و بنگاه های بیگانه که به دنبال ترویج مد و مد گرایی در جهان هستند. ۷ – آسیب شناسی مد ومد گرایی با موضوعاتی مانند، تشخص طلبی،تنوع طلبی،همانند سازی با دوستان، جلب توجه دیگران و… جملگی می توانند در مقابله با پدیده مد و مدگرایی مقابله و آن را در بلند مدت کمرنگ و یا خنثی نماید.

خواندن این موارد پیشنهاد می شود:
برگزیدگان مرحله اول
Translate »