اثر مد و مدرنیسم بر بافت جامعه

علم جامعه شناسی و فلسفه، مد را جزو اصلی‌ترین خاصه‌های جامعه‌ای مدرن می‌دانند. این پدیده جهان‌شمول ارتباطی تنگاتنگ با مفهوم مدرنیسم دارد. به عبارتی مد با مدرن شدن جوامع پدید آمده است چرا که در اعصار گذشته پدیده ای به نام مد و مدگرایی در بین مردم جایگاه امروز خود را نداشته است هر چند با نگاهی به تاریخ شاید بتوان این پدیده را در میان تمدنهای بزرگ دنیا مشاهده کرد. نگاهی اجمالی به مد در جامعه در بستر تاریخ : ویل دورانت در مورد زنان مصری معتقد است‹‹اگر زنان قدیم مصر اکنون دوباره به دنیا می آمدند ، از لحاظ رنگ کردن،روغن زدن به سر و صورت و آراسته شدن با جواهر، نیاز به آن نداشتند که چیزی از زنان معاصر بیاموزند››(ویل دورانت، پیشین،۲۵۶ ) اگر از دیدگاه موشکافانه قوم شناختی و مردم شناسانه نگاهی به نوع پوشش و عادت های زندگی مردمان اعصار پیشین بیاندازیم به آسانی به این واقعیت خواهیم رسید که شاید مد و مدگرایی ریشه در گذشته تاریخ بشر داشته باشد ، به عنوان مثال نوع پوشش قوم آریا و یا نوع پوشش رومیها و یونانیها و یا مصری ها در میان همان اقوام همگون اما در مقایسه با اقوام دیگر متفاوت بوده است و شاید مردمان آن زمان نیز کارکرد متمایز مد و مدل ها را به نوعی می دانستند . اما بعد از عصر رنسانس در اروپا و بوجود آمدن انقلاب صنعتی با تحول در نوع و شیوه زندگی مردمان مرور این پدیده در زندگی انسانهای شهری پدیدار و به آهستگی خود را به عنوان نوعی خرده فرهنگ در تفکر و زندگی متمدنین شهرنشین نفوذ کرده است. این پدیده نو ظهور که هنوز در حال تطور و تکامل می باشد تا جایی پیشرفت کرده که در برخی جوامع عدم تقلید از آن به منزله عقب ماندن از زندگی محسوب می شود. چگونه جوامع به سوی مد متمایل شدند : در جوامع قبل انقلاب صنعتی و کمی دورتر نیازهای اولیه بشر شامل خوراک، پوشاک و مسکن بودنداما در جوامع امروزی و با پیچیده تر شدن ساختارهای اقتصادی و اجتماعی نیازهای دیگری همچون مدگرایی به آنها اضافه شده اند. می توان ریشه بوجود آمدن پدیده مد را در آسوده شدن ذهن بشر از نیازهای اولیه (خوراک ،پوشاک و مسکن) دانست، چرا که در گذشته دغدغه های اصلی انسانها تامین این سه اصل اساسی برای خود و خانواده هایشان بوده است ولی با پیشرفت و تغییر درساختارهای اقتصادی و متعاقبا تغییر در سبک زندگی انسانها ذهن بشر کمی آسوده تر گردیده است. امروزه شاهد هستیم در جوامع پیشرفته غربی(دولتهای رفاه) افراد دغدغه زیادی بابت تهیه نیازهای اولیه خود ندارند و دولتها موظفند این نیازها را در حد امکان بر آورده نمایند و نیازهای دیگری همچون شغل،جایگاه اجتماعی، متمایز شدن،مد و.. برای آنها مطرح گردیده است. در همین جاست که ذهن بشر فرصت تفکر بیشتری پیدا می کند و به گفته لوی اشتروس دانشمند انسان شناسی بعد از مرتفع شدن نیازهای اولیه در میان انسانها یک نیاز اساسی دیگر به نام (نیاز مورد توجه واقع شدن) مطرح می گردد. یعنی اینکه انسانها به هر طریقی می خواهند مورد توجه دیگر همنوعان خود قرار بگیرند و برای رسیدن به این نیاز سعی در ایجاد تفاوت و گاهی همرنگی با دیگران دارند. به عبارتی مد یکی از روشهایی است که به انسانها کمک می کند تا خود را در جامعه و فعالیتهای اجتماعی وارد کرده و با همگونی با سایر انسانها به سمت یک زندگی اجتماعی حرکت کنند، ضمن اینکه در اوج این همگونی دوست دارند از آنها متمایز هم باشند. تنوع طلبی و تغییر جزو اساسی زندگی و فرهنگ انسانی است چرا که اگر انسانها تغییر نمی کردند ما نمی توانستیم از عصر حجر و سنگ چخماق هم فراتر رویم و به جایگاه فعلی برسیم. پس می توان مد و مدگرایی را در راستای یکی از نیازهای انسانها که همان مورد توجه واقع شدن است قرار دهیم.. دکتر فرامرز رفیع پور معتقد است مد سازی ریشه در نابرابری های اجتماعی دارد و از آنجا که منابع اقتصادی و منزلتی محدود و پایان یافتنی هستند، افراد همواره به دنبال به حداکثر رساندن سود واتخاذ رفتاری مناسب برای جذب این منابع می باشند. پس می توان مد و پیروی کردن از آن را یکی از راههای رسیدن به ابن منابع دانست .چرا که مدها همیشه برای ذائقه و سلیقه طبقات بالای جامعه طراحی می گردد و اولین کسانی که از مد ها برای متمایز شدن استفاده می کنند طبقات مرفه می باشند. طبقات پایین تر جامعه که اکثرا نیم نگاهی به نوع و شیوه زندگی طبقات بالا دارند در جهت همرنگی با آنها حرکت کرده و با پیروی از نوع زندگی آنها سعی در از بین بردن فاصله ها دارند . در این مرحله یعنی وقتی آن مد و شیوه خاص همه گیر شد جذابیت خود را از دست داده و ارزش آن به سرعت در نزد طبقه مرفه تنزل پیدا کرده و طراحان مد نیز در چنین بازار آشفته ای به این موضوع دامن زده و به سرعت مدلهای جدیدی از انواع لوازم مصرفی را طراحی و وارد بازار کرده و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند و بیشترین منفعت و سود عاید طراحان و عرضه کنندگان مدها می گردد و تا وقتی این چرخه ادامه دارد صحنه گردانان این عرصه از بازار و درآمد خوبی برخوردار خواهند بود چرا که همیشه چیزهایی برای عرضه کردن خواهند داشت .. اما نکته مهمی که در این چرخه قابل توجه است لطمه های وارد شده بر فرهنگ می باشد.در این چرخه همانگونه که طبقات پایین تر جامعه از نوع و شیوه زندگی طبقات بالاتر جامعه پیروی می کنند در بعدی وسیع تر کشورهای در حال توسعه نیز از کشورهای پیشرفته تر پیروی می کنند و همین جا است که لطمات جبران ناپذیری بر فرهنگ ملتها جوامع وارد می شود. پیروی از این مدها جوامع را به سوی مصرف گرایی سوق میدهد و زندگی مصرفی هم فرهنگ خاص خود را به دنبال خواهد داشت که ریشه در فرهنگ همان کشورهای مبدا دارد و بتدریج باعث ایجاد تغییرات اساسی فرهنگی در سبک و شیوه زندگی کشورهای مقصد می گردد. به عبارتی این چرخه باعث از بین رفتن اعتماد بنفس، قدرت تصمیم گیری و خلق نوآوری در کشورهایی که از مد گرایی پیروی می کنند می گردد، زیرا همیشه چشم به این دارند که کشورهای صاحب مد چه مدهای جدیدی از انواع کالاها عرضه خواهند نمود تا آنها تهیه نمایند.

عاقبت پیروی کردن صرف از مد گرایی از بین رفتن تولیدات داخلی و بومی , بی علاقگی برای خرید و استقبال از آنهااست. همانگونه که در دهه گذشته با ترویج واشاعه بیشتر مد و مدگرایی در کشور شاهد از بین رفتن بسیاری از تولیدات داخلی به دلیل عدم استقبال و به تبع آن بروز پدیده دیگری به نام بیکاری بوده ایم .

مارکوزه جامعه شناس آلمانی معتقد است که در گذشته زمینه های بیشتری برای خلق انسانهای قوی و استوار فراهم بود: افرادی که برای خود تصمیم گرفته و سبک زندگی مورد علاقه خود را انتخاب می کردند. آنها درون دارتر از انسانهای ضعیف امروزین بوده اند . امروزه فرهنگ توده ای، عوام گونه،مصرف گرا، غیر خلاق و منفعل در جامعه رشد یافته است و بدین ترتیب فرد نبدیل به ابزاری برای برآوردن اهداف نظامهای مدگرا می شود نمونه این نیازهای کاذب را میتوان در مصرف و بهره گیری از اجناس و کالاهای لوکس خانگی مشاهده کرد . افراد با داشتن وسایل لازم جهت رفع نیازهای ضروری به تلاش بیشتری برای به دست آوردن کالاهای لوکس مشابه مبادرت می ورزند و پس از به دست آوردن آن کالاها به سرعت به فکر داشتن نوع بهتر آن هستند در حالی که تفاوت این اجناس ممکن است بسیار ناچیز و به لحاظ کارکردی هم بسیار نزدیک باشند . همین موضوع باعث به وجود آمدن نوعی چشم و هم چشمی در جامعه شده است و پیامد آن عدم آرامش روحی برای افراد است چرا که خود نمی توانند برای زندگی خود تصمیم بگیرند و این جامعه مصرفی و مد گرا است که برای آنها تصمیم گیری می کند . صاحبان مد با تبلیغات وسیع و فراگیر و ایجاد القائات درونی باعث منفعل شدن افراد جامعه و سود روز افزون خود شده اند. اینکه ما نتوانیم برای خود تصمیم بگیریم و زندگی خود را با انتخاب خود تعیین کنیم موجب از بین رفتن آرامش روانی و احساس سرخوردگی می شود. نظام مد گرایی سعی دارد با ایجاد محصولاتی مشابه در عرصه های گوناگون یک زمینه مشابه و واحد را پایه ریزی کند. مثال بسیار بارزی که می توانیم راجع به از بین رفتن گونه های فرهنگی در کشورهای هدف مدگرایی بیان کنیم از بین رفتن موسیقی سنی آن کشورها می باشد. همانطور که اشاره کردیم که در چرخه مد گرایی کشورهای توسعه نیافته از کشورهای توسعه یافته و پیشرفته تقلید می کنند و این تقلید تا جایی ادامه دارد که مولفه های اساسی فرهنگ کشور هدف را مورد لطمه قرار می دهد. در بحث تاثیر مد گرایی در فرهنگ می توانیم به موسیقی اشاره کنیم .امروزه شاهد هستیم که پیروی کردن جوانان کشورهای توسعه نیافته و یا به عبارتی شرقی از سبک های موسیقی غربی بسیار شایع شده است. با دوستانتان به اشتراک بگذارید

خواندن این موارد پیشنهاد می شود:
برگزیدگان مرحله اول
Translate »